تبليغاتX
فشن ها
دنیا مثل پاییزه هم قشنگه هم غم انگیزه ٬ قشنگیش به خاطره تو و غم انگیزیش به خاطره دوری تو
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 8:18  توسط مهدی | 
کشتي درحال غرق شدن بود . ناخدا فرمان خروج از کشتي را صادر کرد . مردها براي خروج هجوم آورده بودند. ناخدا مانع خروج مردها شد و گفت: خجالت بکشيد حق تقدم با زنان است . زنان بسيار خوشحال شدند و ضمن تشکر از ناخدا به خاطر رعايت حق خانم ها يکي يکي از کشتي خارج شدند... پنج دقيقه بعد ناخدا گفت : آقايان بفرمائيد پياده شويد کوسه ها به اندازه کافي سير شدند .
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 14:41  توسط مهدی | 
ترکه دنبال دو تا دختر ميکنه ازشون جلو ميزنه. 
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 9:0  توسط مهدی | 
 ترکه با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديکه با ماشين ميومدم
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 8:59  توسط مهدی | 
* ترکه ميخواسته گردو بشکنه , گردو رو ميزار زير پاش با آجر ميزنه تو سرش.
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 8:58  توسط مهدی | 
ترکه آشغال ميره تو چشمش , سر ساعت 9 ميشينه دم در
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 8:58  توسط مهدی | 

ترکه ميره مکه برعکس همه طواف ميکنه... بهش ميگن
چرا برعکس طواف ميکني؟ ميگه شما از اون ور دنبالش کنين
من از اين ور ميگيرمش.
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 8:57  توسط مهدی | 
* ترکه ميميره، عکسشو نداشتن رو قبرش بزارن تا گردن دفنش مي کنن.
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 8:56  توسط مهدی | 
ای یار به جهنم  که مرا  دوست  نداری            از عشق تو هرگز نکنم گریه و زاری

اگر روزی بری و یار بگیــــــــــــــــــــری           الهی تب کنی فرداش بمــــــــــیری

الهی سرخک و اوریون بگیـــــــــــــری           تب مالت و فشار خون بگیــــــــــری

اگر بردی از این ها جان سالــــــــــــم           الهی درد بی درمان بگیـــــــــــــــری

الهی تو بمیری من بمانـــــــــــــــــــم           سر قبرت بیام قرآن بخوانـــــــــــــــم


  

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 7:53  توسط مهدی | 
آدمـک آخــرِ دنیــاست، بخند

آدمـک مـرگ هـمین جاست، بخند

 


آن خـدایی که بـزرگش خوانـدی

به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند

 

دستخطی کـه تـو را عاشـق کرد

شوخـیِ کاغــذی ماسـت، بخند

 

فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است

فکر کن گریـه چـه زیباست، بخند

 

صبحِ فردا به شبت نیست که نیست

تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند

 

راستـی آنچـه بـه یــادت دادیم

پَر زدن نیست کـه درجاسـت، بخند

 

آدمــک نغمــهء آغــاز نخوان

به خــدا آخــر دنیـاست، بخند

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 7:45  توسط مهدی |